جوری زدند آینه از چند جا شکستدر بین خلق حرمت شیر خدا شکستای کاش می شکست...نه ...آیینه خورد شددر پیش چشم های علی سینه خورد شدتا دست های حیدر کرار بسته شدگویی که ذوالفقار غرورش شکسته شدمی سوخت بی صدا پ
برچسب:
نویسنده: آدرین مرادیان
تاريخ: يکشنبه
18 اسفند
1398 ساعت: 3:46